(تحلیل خطوط بدنی بازیگر فیلم My.Left.Foot)

 

خلاصه‌ای از  فیلم؛

پای چپ من، ساخته جیم شرایدن  (Jim Sheridan‎)و در سال 1989 تولید شده است.. فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام است و نام نویسنده هم همان نام شخصیت اصلی داستان است. یعنی کریستی براون.

کریستی براون در دابلینی زندگی می‌کند که درگیر فقر است؛ هم در فرهنگ و هم اقتصاد. او بیماری آتئویید دارد که موجب می‌شود در رفتار و حرکت اختلال ایجاد شود. آماری که گرفته شده در امریکا از هم ده هزار نفر یک نفر ممکن است به این بیماری مبتلا شود.

کریستی در خانواده پرجعیت بزرگ شده. با کمک دکترش و البته مادرش تلاش می‌کند که بهبودی در کلام و حرکت را به‌دست آورد. در این مسیر عاشق پزشک گفتار درمان‌ش می‌شود که برای او که نمایشگاه نقاشی هم تدادرک دیده. رفته رفته بیشتر عاشق‌ش می‌شود، تا روزی که متوجه می‌شود او نامزدی دارد و قرار است شش ماه دیگر با هم زندگی کنند. شکست و باز سرپا می‌شود. نا گهان تصمیم می‌گرد که نویسنده شود و رمان زندگی خودش را می‌نویسد.

 

تحلیل رفتاری و بدنی؛

سر دانیل مایکل بلیک دی-لوئیس (daniel day lewis) شخصیت کریستی براون را به زیبایی و خلاقیت هرچه تمام تر ایفا می‌کند. اگر دقت کرده باشید در سکانس پلان ابتدایی فیلم، او را زیر راه پله خانه پیدا می‌کنید. او منتظر است که همه صبحانه شان را میل کنند تا بعد مادرش آخر از همه به او غذا دهد. چرا؟ چون او برای خانواده موجودِ بی اهمیت یا ( نان خور اضافی) است. به همین دلیل براون پدر به او اهمیت نمی‌دهد و دوست ندارد حتی نام خانوادگی اون را یکدک بکشد.

اولین نقطه عطف درست همان سکانسی است که بی شک شما هم مثل پدر و مادر کریست، دگرگون خواهید شید همان پلان در خانه است که کریست با تلاش بسیار سعی دارد تا خود را در پیشگاه پدرش اثبات کند که اون آن طور که خیال می‌کند نیست و توانایی نوشتن دارد و برعکس نام مادرش را می‌نویسد. چون بی دلیل برای‌ش عزیز است.

 

 

از این مرحله به بعد است که او هر روز تغییر می‌کند. سکانس پلان دیگر او در حال فوتبال بازیکردن است. اما نه به صورت ایستاده، بلکه دروازه بان. او در اینجا دیگر از کریست اول فیلم از زیر پله خارج شده و با شاهکاری که در باز اجرا می‌کند، بار دیگر همه را به وجد می‌آرد و تبدیل به قهرمان محله اش می‌شود. اینجا حتی خطوط بدنی خود من هم تغییر کرد و من هم همراه بچه های محله به سر ذوق آمدم. از نظر رفتار شما در این مرحله شاهد کنترل و متمرکز کردن انرژی او خواهید شد. در این مرحله حتی فراتر می‌رود و در پی اثبات خود گام بر می‌دارد.

 

 

مرحله بعدی برای فرار از سرما و پناه بردن به گرما فکر بکری می‌کند، که بخشی از محله را سرما نجات می‌دهد و بیشتر عزیز خانواده می‌شود. این مرحله او گامی دیگر برداشته و شروع به تکلم می‌کند. که نشان بدهد مغز او سالم است و فقط در قسمت انتقال آن مشکل دارد. پیش از این مادر را گفته بود.

 

مرحله بعدی رفتار بدنی که فرم تهاجمی گرفته نسبت به پدرش. تمام عضالاتش منقبض شده و تغییرات چشم گیری رو مشاهده می‌کنید. همان سکانسی که دقیقه چهل و پنج فیلم است خود گویای این ماجرا ست. پا چپش را مدام بر زمین می‌کوبد. که نشانه اعتراض نسبت به شرایط موجود است.

نقطه دیگری که بدن او تغییر فرم می‌دهد دقیقه پنجاه و پنج فیلم است. کریستی نسبت به محلی که برده شده توسط آیلین تا او استعدادش را بروز بدهد. بعد متوجه می‌شود که آنجا بیشتر شبیه به یک مهدکودک است تا محلی برای استعداد یابی سن او. با وجودی که آیلین می‌دانست سن کریستی بیست سال است از او دل‌گیر می‌شود و قهر می‌کند.

مرحله بعدی که بدن او را کم کم از حالت خمودگی متحول می‌کند. عاشق شدن اوست. و مادرش در ابتدا از تن صدای او امید را متوجه می‌شد. و نگران او. رفته رفته بیشتر عاشق می‌شود و در نقطه عطف بعدی وقتی که او متوجه می‌شود قرار است با دوست پسرش ازدواج کند، احساس می‌کند که به او خیانت شده. چون به او گفته بود: دوستت دارم و او هم در جواب همین را گفته بود. که در رستوران رفتار بدنی عجیب حاکی از عصبانی بودن اوست نمایان می‌شود.

نقطه طلایی برای شخصیت کریستی لحظه ای است که تصمیم می‌گرد نقاشی را کنار بگذارد و به سمت نویسنده شدن گام بردارد.


خطوط نرم بدن را می‌بینید که متوجه می‌شوید او عاشق شده ولی آیلین نمی‌خواهد قبول کند.

خطوط بدنی کریستی، وقتی که متوجه می‌شود آیلین او را مسخره خود کرده تمام عضلات به ویژه میمیک او برافروخته می‌شود.

یکی دیگر از نقاط تحول شخصیت کریستی براون، بعد از مرگ پدرش است. فرم بدنی او ثابت تر شده انگار او قرار است که رییس بعدی خانواده باشد. در سکانس پلانی که در بار است برادران و حتی مادرش منتظر دستور او برای حمله به آن مرد بد دهن هستند.

 

چرا پای چم من؟ به چند دلیل. ابتدا در نقاط عطف و بعد از نظر آناتومی و علمی.
اول       پای چپ کریستی است که مادرش را از مرگ نجات می‌دهد.
دوم       با پای چپ‌ش نقاشی می‌کشد و بعد تایپ می‌کند که رمان داستان خود را بنویسید.
سوم      با پای چپ‌ش گل به عشق‌ش می‌دهد.
چهارم    با پای چپ‌ش در را از روی پدر باز می‌کند که بعد متوجه مرگ او می‌شود.
پنچم     در انتها این پای چپ اوست که خانواده را از فقر نجات می‌دهد.

 

کریستی براون ویژگی خاص دارد. او دچار بیمار (آنتویید) Ataxia است. فلج مغزی و یا فلج برخی از ناحیه در بدن را شمل می‌شود که در تصویر زیر قابل مشاهده است. این بیماری از مخچه شروع می‌شود چون مرکز فرمان رفتارهای بدن اوست.

 

 

 

.با تشکر از استاد فرزین محدث که در تحقیق یارای من بودند

م.الف.